صدای شمس می آید درون جمجمه ام...
 

 

قالوا OK...

 

کسی می خواستم از جنس خود که او را قبله سازم، و روی بدو آرم که از خود ملول شده بودم- تا تو چه فهم کنی از این سخن که می گویم از خود ملول شده بودم... (مقالات شمس)

 

 

شروین، شکوفه، «شمس»، شقایق، شهاب، شب

از شیشه شیر ِ شیطان تا شعر، لب به لب

شبنم.ت طلق باز «مقالات» ِ ناطق است

شیرازه باز ِ حرفه ای ِ فاقد عصب

شبنم.ر روز اوّلش این ماه، روز نیست

شش سال شمسی است! که من جرّب الجرَب!!

شعله به یاد شاهین سیگار می کشد

خاکستری ست مانتوی او، شق، اِپوالعجب!

شیب ِ شمایل شهلا شین و

                                              شین و

                                                                       شین!

و...

هی سه نقطه Share شده توی فیس بوک

 

شربت برای سرفه ی سلول های سل

تبدیل کردن قفس خاکی ات به گل

شربت برای شغل پدرجدّ مادرت

ژن های ناقل ِ همه چی می خورند قل↓

روی ادامه دادن ِ سینی ِ خلقت ِ

استیل!

آخ! مادّه ای در رثای دل!

از عقل و شورت و کات که یک Shortcut را

بر روی میز کار دلت کرده اند ول!↓

برخیز و یک کلیک بکن روی رابطه!

آماده است شربت تولید بچّه خوک

 

شل می شود شکفتن ِ فصل اراده ات

داغ است و پنچر است و نفس گیر، جاده ات

شیلی کجاست

؟

شوش کجا

؟

شاهراه کو

؟

هر بار یک علامت، بر باد داده ات

ایمیل می زنی به خودت:

Ya'sefalsafi57.moammayesade@...

چک می کنند رمز تو را ساقیان متن!

چشم تو شیشه است و فقط اشک، باده ات

شرم حضور، روح تو را شکل می دهد

وا می شود تمام تنت کوک پشت کوک

 

شام نخورده ی همه را خورده می شوی

بعدش به دستشویی خود برده می شوی

شوری ست توی شکلک «در حال شاش» که

از هر صدای دیگر آزرده می شوی

والله که ملولی از خود...

[صدای در]

این کیست این که پر شده از دُرد ِ «می شوی»؟!

یک دستشویی است و رفیقان ِ دُردکش!

یک دستشویی است و رفیقان ِ دُردکش!

یک دستشویی است و رفیقان ِ دُردکش!

یک سنگ قبر و چند نفر مرده می شوی

یک روز که از اس اچ (Sh) و باقی ِ حرف ها

چیزی نمانده است به جز:

Old Kinderhook!

 

+ تاريخ پنجشنبه دوم مرداد 1393ساعت 18:11 نويسنده زهرا رجایی |

 

او خودش را به دست می آورد

به سر می برد

به اعضای بدن همه ی فعل های استمراری

 

به یک چشم به هم زدن

به این پا و آن پا کردن

به ناخن روی دیوارهای گچی کشیدن

به اعضای بدن همه ی مصدرهای انتظاری

 

به گوش شیطان کر

به چشم شیطان کور

به موی سرت قسم

به اعضای بدن همه ی شیطان های کر و کور

 

به اینکه کمی صبح بخیر بگویی

به اینکه کمی حوله ی آبی ام باشی

به اینکه کمی اعصابت پیاده روتر از من باشد

به نیازهای ضروری همه ی اعضای بدن

 

به هوای زیر پتوت

به هوای روی پتوت

به هوای هوای زیر و روی سکوت

به نیازهای تجملی همه ی اعضای بدن

 

به اتفاق اعضای بدن

به منزل اعضای بدن

به احوالپرسی از اعضای بدن

به از اینهمه بی توجهی که بهتان می شود راضی هستید؟

 

به خراب شده ی خودمان عادت کرده ایم

به اهدای اعضای بدن دیوانه ای که اعضای بدن نداشت

به روح هم نداشت

به عدم بود نه

 

به برگرد گردبر گفتن

به چقد برگشتن بهت میاد

به تو هم همینطور

به کسی چه ربطی داره که تو نامه هاتو

 

به جای گیرنده، گیر نده

به زبانی که لیس می زنم کف کفش تو را

به بلند شدن آینده ی من فکر کن وقتی که زمین می خوری

به سر پا کردن اولین بچه ای که ذهنش را به خودت مشغول کرده

 

به گریه حساس تر از پیاز باش

به اعضای بدن، دست و پادار تر از نیاز

به روز و شب

به خورشید تفال بزنیم یا باران؟

 

به این ترافیک سنگین نگاه کن

به من بلد نیستم این ماشین را از توی پارک دربیاورم

به تصادف جاده ها با کوه هایی که جاده بودن دلشان را زده

به اعضای بدن همه ی عناصر طبیعت

 

به «بع بع» یاد دادن به گوسفندان به جای «به به»

به صدایی که از «ع» و «ه» بیرون می آید

به از «ع» طبیعی به نظر می رسد

به از «ه» را از مولوی پرسان پرسان

 

به رقص.

به فعل امری من که درست نمی نویسمش گوش نده

به نشین.

به فعل امری من که درست نمی نویسمش گوش نده

 

به چه کارم می آید اینهمه غم؟

به شعرهایی که قبلا همه اش را گفته اند اشاره نکن

به چشم هایم زل نزن

به «بی فایدگی برای بی فایدگی».

 

به اعضای بدن من

به عضوی جدید

به اضافه می شود.

 

به پشت بام

یک گیره ی لباس جدید.

 

(زهرا رجایی-

...

3 اسفند 1392

14 مهر 1399

27 تیر 1393

8 فروردین 1378

6 شهریور 1396

31 اردیبهشت 1408

9 تیر 1384

...)

 

+ تاريخ جمعه بیست و هفتم تیر 1393ساعت 6:19 نويسنده زهرا رجایی |