چه شادم به دوستی ِ تو!

عمر زیادی ندارم. اما، چرا همه‌ی عمر اینقدر «غریب» بوده‌ام؟

یک احتمال پررنگ این است که تو با کسانی که ادعای عشقت را می‌کنند در ابتدای نوجوانی، به‌قول حافظ «غایبانه» بازی می‌کنی و می‌گویی: ادعا کردی؟! حالا بخور! تنها شو! تنها شو! تنهاتر! تنهاترتر!

موم است سنگ خارا نزدت، اما نوازش هم بلدی! در دست‌های نوازشگرت، غریبت را. فعل ندارد.

+ تاريخ سه شنبه پنجم فروردین ۱۴۰۴ساعت 2:53 نويسنده زهرا رجایی |