|
چه شادم به دوستی ِ تو!
|
- مرسی ازتون🌹
: قربونتون بشم خودتون گلین برام❤️
.
صدالبته که این یک دیالوگ عادی بین یک وکیل و موکلش نباید باشد (منظورم جمله ی اوست. و الا که من فقط تشکر کردم بابت واریز حق الوکاله). خصوصا موکلی که تازه همین سه چار ماه پیش عروسی اش بوده. (موکل از پرونده های مختومهی پیشین است و دوباره وکالت داده سر موضوعی و لذا آمارش را تقریبا دارم). آدمیست همسن و سال خودم و بسیار خوب و محترم و در این تایم که میشناسمش، حتی یک هزارم درصد از او بدی که ندیده ام که هیچ، «دکتر جان دکترجان» هم از دهنش نیفتاده و اگر اغراق نکنم، احترامم را از همهی موکلهای تا به اینجای عمرم بیشتر حفظ کرده که هیچ، بلکه همیشه انرژی مثبتم هم بوده هروقت که صدایش را شنیده ام! هر دو پرونده اش هم ساده بوده و کار هر وکیلی میتواند باشد. اما به هرحال (خدا خواسته و) این لطف را به من دارد.
به همهی دلایلی که گفتم، دلم نمی اید که دربرابر این قلبهای قرمز (که عادتش است) چیزی بگویم و مثلا عتابی کنم! حال آنکه اگر هر کس دیگری بود، حتی مثلا شبهلاورهام، علی الاصول مورد عتاب من واقع می شوند و اصلا در پیج اینستای خدابیامرزم یک هایلایت دارم به نام «صمیمیت نابجا❌».
اما هر حقوقی ای در همان ترمهای پایین می اموزد که هیچ عامی نیست مگر اینکه تخصیص بخورد. و من قاعده و عتابم را درمورد این ادم فعلا و تا به اینجا که تخصیص زده ام و امیدوارم که تا اخر همبنجور بماند ارتباطمان و یک وقت خدایناکرده چیزی پیش نیاید که بخواهم خودم را از رعایت انسانیتم شماتت کنم.
اینطور حس نمیکنم. و توکل بر خدا!
.
بعدالتحریر:
اخیرا یکی از موکلهای خانمم این را بهم گفت: «خوااااهششش
وظیفهست... اینقدر که از منش و اخلاق و جسارت وکیل جونم خوشم اومده ک مرید شدم رفته 😍». و یکی دیگر از موکلهای خانمم هم برای روز دفاعم کلی ذکر گفته بود! هزار بار یک ذکر (یادم نیست چی). که خودم برای خودم اخیرا حال نداشته ام چنین کاری کنم.
اینها اگر لطف و عنایت و «بندهپروری» خدا نیست، پس چی است؟